9ماهگی و دراومدن اولین مروارید

سلام به عزیز دلم
الان که دارم مینویسم خیلیییییییی خسته ام دیگه وقت کم میارم نمیتونم به هیچ کاری درست و حسابی رسیدگی کنمو خلاصه که دلیل اینکه نمیتونم وبلاگ تو وخواهرت رو بروز کنم همین کارهای زیادیه که دارم
از وقتی مدارس باز شد البته باز که نشد 😧
یعنی ماه مهر شروع شد وزینب جون باید درس هاش رو میخوند منم دیگه وقت سرخاروندن ندارم همش در حال بدو بدو😒
از صبح تا ظهر انجام تکالیف زینب و نق نق کردن شما وروجک خان بعدم ناهار و کارهای خونه وبعد کلاس شاد😟
ای کرونا ایشالا ذلیل شی بری 😠
خلاصه علی جونم ببخشید که نمیرسم بیام اینجا و از خاطراتت بنویسم
خب برسیم به اینکه جیگر مامان از 5ماهگی خیلی شیک نشست البته با کمک 😍
در 6 ماهگی یه غلط کوتاهیییی زد و دیگه گفت خیلی خوشحال نشین 😆
واما در 7ماهگی بدون کمک نشست ☺
و در 8 ماهگی بازم فقط نشستی 😉



آی آی اخه پسر چقدر تنبلی توووو😂
در 9ماهگی دندون های خوشگلش دراومدن و دلیل غرغر کردن هاش مشخص شد



والبته باز هم نشست +کمی حالت چهار دست و پا رفتن +غلت زدن 😊
خلاصه که همچنان منتظریم آیا علی اقا افتخار میدهند چهاردست و پا بروند یانههههههه😁
خب حالا یه چندتا عکس میذارم و میرم بخوابم که هلاکم

نمای چهاردست و پا خخخ
دو تا دندونای پایین که دراومدن بهتر بود ولییییی امان از در اومدن دندونای بالا چون به طرز عجیبی اولین دندون بالا دندون نیش بود که دراومد و تا حالا ما تو خانواده همچین موردی نداشتیم وبعد به طور همزمان 4تا دندونای بالا باهم دراومدن وخلاصه غر زدن ها همچنان ادامه داره ولی واقعا حق داری خیلی سخته 😯
خلاصه براتون کیک دندونی هم درست کردم و عکسای خوشگلی گرفتیم انشالله سر فرصت میذارم 😆
چند باری که رفتیم خونه عمه فاطمه وزنت کردیم و خداروشکر وزنت خوب بود
9ماهگی 9/500
حالا دیگه میتونی رو پاهات بایستی و کلی ذوق میکنی و خوشحالی😂😁😍
من و بابایی خیلی دوست داریم گل پسرم زینب که عاشقته و خیلی باهات بازی میکنه تو هم یه جور دیگه هوای خواهرت رو داری
مثلا چند شب پیش بابایی زینب رو دعوا کرد اونم گریه کرد
بعد تو با اشاره به من گفتی اون یعنی زینب و نشون دادی
و سعی کردی خودتو بهش برسونی و لباسشو میکشیدی که بعنی گریه نکن واین خیلی جالب بود من که عاشقتم پسرشیرین مهربونم
الان که 19 آبان سال99 من دارم برات مینویسم میتونی چند قدم راه بری و دست میزنی_ سینه میزنی_ مامان و بابا میگی _گاهی اوقات دد_خیلی خوب همه خانواده رو میشناسی و با انگشت نشونشون میدی و یه کارای باحالی میکنی با زبونت و دهنت که میخوام بچلونمت خلاصه کلی نمک داری نمکدون من 😁😍
راستی با روروئک تخت گاز میری و کلی ذوق میکنی یه اسب جدید برات خریدیم اولش خیلی دوسش داشتی ولی بازم روروئک رو ترجیح میدی چون میتونی همه جا بری و فضولی کنی 😁
وقتی کاری که خطرناکه رو میخوای انجام بدی اول به من نگاه میکنی بعد با شیطنت کارتو میکنی مثلا میری جای آینه شمعدون و پایه هاش رو تکون میدی که خیلی خطرناکه😠
یا وسایلای روی میز عسلی ها رو برمیداری 😧
خلاصه که شیطون بلایی شدی گاهی اوقت یه جیغا میکشی که سرم سوت میکشه 😡
خب فک کنم باید برم بخوابم چون چشامم دیگه باز نمیمونه 😐
شبت بخیر پسرک نازنیم 😪


9ماهگی و دراومدن اولین مروارید
